بديع الزمان فروزانفر

97

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

اصول مهم طريقت است ، اين ابيات هم نزديك بدين معنى است : چو ابن وقت بود دامن پدر گيرد * چه صوفيم كه باميد دى و فردايم ديوان ، ب 18271 مگو نام فردا اگر صوفيى * همين دم يكى شو اگر هم دمى همان مأخذ ، ب 33475 چو مرد عشرتى اى جان به كف كن دامن ساقى * چو ابن الوقتى اى صوفى مياور ياد پار اى دل همان مأخذ ، ب 35303 غزالى نيز درين مورد شرحى بسيار موثر و بيدار كننده دارد . ( احياء العلوم ، چاپ مصر ، ج 4 ، ص 329 ) . گفتمش پوشيده خوشتر سر يار * خود تو در ضمن حكايت گوش دار خوشتر آن باشد كه سر دلبران * گفته آيد در حديث ديگران راز دارى يكى از اصول اولين طريقت است كه در آغاز سلوك بسالكان مىآموزند ( رساله‌ى قشيريه ، چاپ مصر ، ص 182 ) و مريد بايد كه راز خود را از همه كس پوشيده دارد حتى از بند گريبانش و هم اكنون معمول مشايخ است كه هنگام بيعت كه آن را « بيعت ولويه » مىنامند از نو مريدان تعهدى به « كتمان سر » مىگيرند ، مولانا درين ابيات روش خود را در شرح اسرار و حقائق و ذكر مقامات ياران خود بيان مىكند ، او با تجربه‌ى تلخ و زهر آگينى كه از عشق فاش و آشكار خود بشمس تبريز گرفت ، براى آن كه حسد و بد خواهى شيخان و سالكان كوته بين را كه در آن ايام بقونيه بسيار بودند بر نينگيزد ، درين كتاب ، درجات بلند ياران گزين خود را در شرح مراتب انبيا و اولياى پيشين بيان فرموده و بدين نكته چند جا اشارت كرده است ، از جمله :